1400/09/15

پارچه متقال

Fustian Fabric

پارچه متقال (Fustian Fabric) یک نوع پارچه سنگین بافته شده پنبه ای است که معمولاً برای تهیه پوشاک مردانه استفاده می شود. در زبان انگلیسی برای اشاره به پارچه متقال، واژه Fustian به کار می‌ رود؛ نامی که از قدیم الایام (حداقل از زمان شکسپیر) برای اشاره به گفتار یا سخنان اغراق آمیز و یا پر طمطراق مورد استفاده قرار می گیرد. این پارچه عموماً برای ساخت بالشتک ها هم به کار می رفته؛ از این رو می توان گفت که سخنان اغراق آمیز به تورم بالشتک ها تشبیه شده اند.

پارچه متقال - صنعت پارچه, تولید پارچه, پارچه بافی, پارچه
کت متقال، گلدوزی شده با نخ کتان، حدود سال 1630. منبع: V&A

تاریخچه و کاربرد پارچه متقال

این پارچه در زبان قدیمی لاتین، fustaneum یا fustanum؛ و در زبان لاتین قرون وسطی، pannus fustāneus  (پارچه متقال) یا tela fustānea (توری متقال) نامیده می شد؛ احتمالاً نام خود را از شهر مصری فسطاط (Fustat) که در نزدیکی قاهره قرار دارد و در اصل تولید کننده چنین پارچه هایی بوده، گرفته است.

پارچه های جناغی ساده ای که معمولاً جین نامیده می شوند و پارچه های آج دار شبه مخملی که معمولاً به پارچه های مخمل نما، مولسکین (Moleskin)، مخمل کبریتی (Corduroy) و غیره مشهورند نیز در زمره پارچه های متقال قرار می گیرند. نوع اصلی پارچه متقال در قرون وسطی، شق و رق و با ارزش بود که با نخ های تار لینن و نخ های پود پنبه بافته می شد. اما به نظر می آید این اصطلاح دقیق مورد استفاده قرار نگرفته، چرا که در ابتدا برای اشاره به لباس های زبری که از پشم و لینن ساخته می شدند به کار می رفت. اما از زمان ادوارد سوم به بعد، این نام فقط برای اشاره به پارچه های پشمی مورد استفاده قرار می گرفت. از اوایل قرن بیستم، پارچه های متقال غالباً در رنگ های متنوع پنبه رنگ شده در دسترس هستند.

در دادخواستی که در زمان سلطنت ماری یکم به پارلمان انگلستان اعطا شد؛ نام «متقال ناپل (Fustian of Naples)» به چشم می خورد. در قرون سیزدهم و چهاردهم، لباس های کشیشان و پیراهن های زنانه از پارچه متقال ساخته می شدند؛ بعدها با وجود اینکه انواع خاصی از پارچه متقال برای تهیه پیراهن های زنانه مورد استفاده قرار می گرفتند، اما بیشتر برای تهیه لباس های کارگران کاربرد داشتند. پارچه های متقال از اواسط قرن شانزدهم تا اواسط قرن هفدهم، غالباً در ساخت آویزهای تخت خواب کاربرد داشتند.

متقال در دهه 1860 به پارچه های آج دار پودی پنبه ای اشاره داشت و تولید آن در شهرهای حاشیه ناحیه پنبه لانکاشر مانند کونگلتون (Congleton) در چشایر (Cheshire)، موو کوپ (Mow Cop) در استافوردشایر (Staffordshire) و هپتونستال (Heptonstall) در کالدردیل (Calderdale) رایج بود. این پارچه از سال اوایل قرن هجدهم تا اواسط این قرن، Baragan Fustian نامیده می شد و بیشتر در استرالیا مورد استفاده قرار می گرفت.

پارچه متقال - صنعت پارچه, تولید پارچه, پارچه بافی, پارچه
دفترچه نمونه کارخانجات نساجی قرن هجدهم با نمونه‌هایی از پارچه متقال. منبع: موزه هنر متروپولیتن

نحوه تولید پارچه متقال

روند تولید پارچه متقال، مستلزم برش این پارچه با کاتر برش متقال بود که خود فرآیندی بسیار پرزحمت و سخت محسوب می شد. این ابزار حدود 50 سانتیمتر طول داشت و بیشتر شبیه یک نیزه بلند بود؛ حدود 10 سانتیمتر پایین تر از راس کاتر، لبه بالایی آن به صورت تیغه تیز می شد. این تیغه به صورت طولی به موازات دو نخ تار پارچه و در زیر پود خاب دار پارچه قرار می گرفت و زمانیکه تیغه به سمت جلو هدایت می شد، تیغه کاتر پود، پارچه را قطع می کرد. در پارچه مخمل کبریتی، در هر اینچ پارچه هفت برآمدگی شیار مانند قرار داشت؛ بنابراین در امتداد یک طاقه 31 اینچی از پارچه حدود 320 برش باید انجام می گرفت.

در دهه 1860، پارچه روی یک میز بلند 22 یاردی کشیده می شد و کاترها در صورت نیاز به صورت طولی از روی میز عبور داده می شدند. اما با گذشت زمان شیوه تولید این پارچه دستخوش تغییر شد؛ در این حالت پارچه بر روی یک میز 6 فوتی که کاترها بر روی آن قرار گرفته اند، کشیده می شد؛ سپس پارچه آزاد گردیده و دو یارد از آن بر روی میز کشیده می شد. انتظار می رفت که این کاتر جدید در 60 ساعت وقت کاری یک هفته، 500 یارد پارچه مخمل کبریتی 7 الی 8 شیاری را تولید کند. پارچه مخمل نما نیز به همان روش برش داده می شد؛ اما تعداد شیارها (برآمدگی ها) در هر اینچ این نوع پارچه 32 ردیف بود، از این رو روند تولید آن به نسبت پارچه متقال کندتر بود.

برش همواره بخشی از فرآیند تولید پارچه متقال بوده است. در ابتدا نخ ها آهار زده می شدند و سپس پارچه بافته می شد؛ در ضمن همواره تعداد نخ های پود نسبت به نخ های تار بیشتر بود. برآمدگی های پارچه به صورت دستی برش داده می شدند؛ در ادامه پارچه برای پرداخت فرستاده می گردد. در مرحله بعد برای اینکه آهار پارچه پاک شود؛ تحت فرآیند تمیز کاری قرار می گرفت و سپس برس کشیده می شد تا پرزهای آن به حالت اولیه خود برگردند. در ادامه برای پرزسوزی از روی یک اجاق گازی عبور داده می شد، و بعد پارچه سفید شده و یا رنگ می گردید. دوباره پارچه برس کشیده می شد.

در مرحله بعد پارچه روی میز استنتر کشیده می شد تا عرض آن به اندازه استاندارد دربیاید. پارچه ای که در ابتدا در ابعاد 31 تا 32 اینچ بافته می شد؛ در حین فرآوری جمع گردیده و عرض آن به 27 اینچ می رسید. در نهایت به کمک میز استنتر عرض آن در 28 اینچ تثبیت می گردید. حال لازم بود که پشت پارچه متقال با استفاده از مواد مختلف مثل مخلوطی چسبناک (تهیه شده از استخوان های آب پز) پر شود تا پارچه سفت گردیده و حالتی شق و رق پیدا کند؛ هر چند که هر کارخانه ای روش های خاص خود را داشت. با طی کردن این فرآیندها، پارچه متقال آماده می گردید و به انبار فروش منتقل می شد.

مطلب پیشنهادی
پارچه دنیم یا پارچه جین

انواع پارچه های متقال

متقال یک اصطلاح فنی است که برای توصیف گروه مهمی از پارچه های پنبه ای به کار می رود و دربرگیرنده چندین نوع متمایز از پارچه هاست که پارچه های مولسکین، مخمل کبریتی و مخمل نما سه نوع اصلی از آنها هستند. هر نوع از این پارچه ها خود شامل انواع دیگری هستند که ساختار آنها مقداری با پارچه اصلی متفاوت است؛ از آن جمله می توان به پارچه های بیورتین (Beaverteen)، کانتون (Cantoon) یا جناغی، ساتین امپریال (Imperial Sateen) یا حوله ای (Swansdown)، پارچه پوست بره نما (Lambskin) و انواع دیگر اشاره کرد. پارچه های متقال به استثنای پارچه های حوله ای و مخمل نما، بافت محکم و فشرده ای دارند و از استحکام و دوام بالایی برخوردار هستند؛ از این رو برای کاربردهای سنگین مناسب هستند و معمولاً از آنها برای تولید لباس های زنانه و مردانه استفاده می شود. 

ویژگی های متمایز این پارچه ها به دلیل ساختار منحصر به فرد آنهاست؛ چرا که نخ های تار مورد استفاده برای ساخت آنها معمولاً چند لا بوده و استحکام بالایی دارند. در ضمن تعداد نخ های پود در هر اینچ این پارچه ها نسبت به پارچه های دیگر بیشتر است؛ به علاوه غالب این نخ های پود در قالب یک فرآیند ریسندگی نرم تک لایه به دست می آیند. ساده ترین نوع پارچه های متقال، دسته ای از آنها هستند که به نام امپریال شناخته می شوند و شامل پارچه های حوله ای، پوست بره نما و ساتین دو رو می باشند.

پارچه حوله ای

براساس بافت ساتین رو پودی 5 تاری بافته می شود؛ اما در اینجا دو رشته ممتد نخ تار به جای یک رشته به هم می رسند و حالتی برجسته پیدا می کنند. این پارچه ها پس از بافت، تحت عملیات خارزنی یا خاب دار کردن قرار می گیرند تا طرف روئی پارچه حالتی کرکی و نرم پیدا کند که ویژگی اصلی پارچه های حوله ای است و باعث گرم تر شدن آنها می شود؛ از این رو آنها برای ساخت لباس های زیر یا لباس های خواب مناسب هستند. در پارچه حوله ای باکیفیت، 60 نخ تار و 120 نخ نرم پود در هر اینچ وجود دارد؛ از این رو پارچه کیفیت مناسبی داشته و پرزهای خوب و مناسبی دارد.

پارچه ساتین امپریال

ساختار و شیوه بافت پارچه ساتین امپریال با پارچه حوله ای متفاوت است؛ چرا که بافت آن محکم تر و سنگین تر است و براساس ساختار ساتین رو پودی هشت تاری بافته می شود. در ساتین امپریال، دو رشته ممتد نخ تار به هم می رسند و حالتی برجسته پیدا می کنند. این بافت باعث شکل گیری پودهای شناور بلندتری می شود؛ از این رو تراکم نخ های پود در ساختار پارچه افزایش می یابد. وقتی قسمت رویی پرزسوزی می گردد؛ می توان آن را تحت عنوان پارچه مولسکین به بازار عرضه کرد، زیرا در این حالت دارای پرزهای نرم، پشمی و بلندی است. در ضمن گاهی اوقات این پارچه به تقلید از ساختار پوست موش، رنگ شده و پرداخت می شود. در پارچه مولسکین باکیفیت، 46 نخ تار و 450 نخ پود در هر اینچ پارچه وجود دارند؛ در حالیکه در پارچه مولسکین باکیفیت متوسط و رنگ شده، 68 نخ تار و 1 نخ پود در هر اینچ پارچه یافت می گردد.

پارچه امپریال دو رو، نوعی از پارچه ساتین امپریال است که دارای ساختار مواج و شناور پودی در هر دو طرف پارچه می باشد. ساختار بافت این پارچه به خوبی تنوع و کیفیت بالای این پارچه را نشان می دهد؛ چرا که متشکل از 62 نخ تار و 33 نخ پود در هر اینچ است.

پارچه کانتون

پارچه کانتون یا جناغی دارای بافتی فشرده و متراکم است که در آن راه های برجسته سطحی پارچه با بافت جناغی دارای زاویه 18 درجه هستند. این پارچه ها معمولاً با رنگ های حنایی و تیره رنگ آمیزی می شوند؛ سپس پشت آنها پرزسوزی شده، و معمولاً برای لباس های اسب سواری و ورزشی زنانه و مردانه مورد استفاده قرار می گیرند. یک پارچه کانتون باکیفیت، دارای ساختاری متشکل از 54 نخ تار و 400 نخ پود در هر اینچ است.

پارچه مولسکین

بافت ضخیم تر، محکم تر و سنگین تری نسبت به انواع دیگر پارچه متقال دارد و بیشتر برای لباس هایی مردانه ای که نیاز به دوام بالایی دارند و در شرایط سخت پوشیده می شوند، مورد استفاده قرار می گیرد؛ به ویژه برای کسانی مناسب است که در مشاغل سختی مانند ریخته گری آهن و برنج، کشتیرانی و مشاغل مشابه فعالیت می کنند. پارچه مولسکین یک پارچه نیمه ترکیبی است که شامل یک سری نخ تار و دو سری نخ پود، یعنی یک نخ پود از رو و یک نخ پود (همان نخ پود) از پشت است؛ نسبت دو نخ پود از رو و یک نخ پود از پشت به صورت یکنواخت در ساختار پارچه تکرار می شود. پارچه مولسکین عملاً بافت محکم تر و سنگین تری نسبت به پارچه مخمل نمای برش نخورده دارد. در پارچه مولسکین باکیفیت، 38 نخ تار و 400 نخ پود در هر اینچ پارچه وجود دارند.

مطلب پیشنهادی
پارچه زیستی یا بیو پارچه چیست؟

پارچه بیورتین

عملاً بافت سبک تری نسبت به پارچه مولسکین دارد و پس از بافت، رنگ شده و چاپ می شود، و در نهایت قسمت پشتی آن به منظور کوتاه شدن پرز های پارچه پرزسوزی می گردد. طرحی از پارچه بیورتین که پشت آن حالتی حوله ای دارد؛ متشکل از سه نخ پود از رو و یک نخ پود از پشت است. در حالیکه نوعی پارچه بیورتین نیز وجود دارد که متشکل از دو نخ پود از رو و یک نخ پود از پشت است، و قسمت پشت آن دارای بافت ساتین پودی سه تاری است؛ از این رو به راحتی پرزسوزی می شود. یک پارچه بیورتین باکیفیت دارای ساختاری است که متشکل از 32 نخ تار و 28 نخ پود در هر اینچ می باشد.

پارچه های مخمل کبریتی و مخمل نما

مشخصه پارچه های مخمل کبریتی و مخمل نما برخلاف انواع دیگر پارچه های متقال، وجود پرزهای خاب دار کوتاه یا پرزهای پودی در قسمت روئی پارچه است. پرزهای حلقوی پارچه های مخمل کبریتی توسط گروهی از برآمدگی های نوک دار یا شیارهای یکنواختی که در امتداد طول پارچه کشیده شده اند و در جهت نخ های تار قرار دارند به وجود می آید؛ در حالیکه در پارچه های مخمل نما، پرزهای حلقوی در سطح یکنواخت پارچه شکل می گیرند. در هر دو نوع پارچه، سطح پرزها پس از بافت تحت عملیات  Fustian Cuttingقرار می گیرد؛ در این عملیات پرزهای پارچه به صورت دستی یا مکانیکی با استفاده از تیغه های مخصوص کاتر یا دیسک های مدور قطع می شوند. در نتیجه پودهای قطع شده پارچه حالتی عمودی به خود می گیرند؛ از این رو در نهایت پرزهای حلقوی مشخصه این پارچه ها تشکیل می شود.

پارچه های مخمل کبریتی براساس یک بافت پایه متشکل از یک بافت جناغی سه تاری یا چهار تاری یا سایر بافت های ساده ساخته می شوند؛ از این رو دارای ثبات و دوام کافی هستند. در برخی از پارچه های مخمل کبریتی، راه های شیاری سطح پارچه دارای پهنای یکسانی هستند؛ در حالیکه در بعضی دیگر پهنای این راه ها در سطح پارچه با هم تفاوت دارد. در صورتیکه راه های سطح پارچه دارای عرض یکنواختی باشند؛ در فواصلی منظم و از 3 تا 16 و یا 20 نخ پود به صورت یکنواخت تشکیل می شوند. تعداد نخ های پود معمولاً به عرض راه های سطحی پارچه و سبک لباسی که پارچه برای آن طراحی شده است بستگی دارد؛ به عنوان مثال پارچه هایی که برای لباس های صنعتی، سوارکاری و ورزشی زنانه و مردانه مورد استفاده قرار می گیرند، دارای طرح های مختلفی هستند.

پارچه های مخمل کبریتی با توجه به هدف خاصی که برای آنها در نظر گرفته شده است؛ در انواع بافت ها، سبک ها و کیفیت های مختلف تولید می شوند. یکی از ساده ترین و منظم ترین مدل های پارچه مخمل کبریتی که برای ساخت لباس های مردانه و پسرانه مورد استفاده قرار می گیرد؛ پارچه مخمل کبریتی ضخیم نامیده می شود. ساختار آن متشکل از آرایه یکنواخت دو نخ پود پرزی به یک نخ پود پشتی است؛ به عبارتی ساختار قسمت پشتی این پارچه مخمل کبریتی متشکل از یک بافت سه تاری جناغی است که ممکن است به فرم راه راه در پشت پارچه به نمایش دربیاید. راه های سطحی پارچه در این نمونه، براساس کمترین تعداد ممکن تارهای پود، یعنی سه مورد تکرار می شوند؛ در حالیکه دو شیار سطحی دیگر این طرح را تکرار می کنند. بنابراین طرح های این پارچه بر روی 6 نخ تار تکرار می شوند.

برخی از پارچه های مخمل کبریتی دارای راه های سطحی پهن تر و برجسته تر هستند؛ اما بعضی دیگر براساس بافت پایه جناغی چهار تار 2× 2 بافته شده اند که متشکل از دو پود پرزی به یک پود پشتی است و راه های سطحی آنها در فواصل منظم هشت پودی به صورت منظم تکرار می گردند. انواع پارچه های مخمل کبریتی با تغییر در ساختار و یا تغییر در رابطه متقاطع بین پودهای پرزدار و نخ های تار «حلقه ای» یا «پیوندی» (که شیارهای بین راه های سطحی پارچه را تشکیل می دهند) ساخته می شوند.

اهمیت سیاسی پارچه متقال

لباس های متقال در قرن نوزدهم، پوشاک طبقه کارگر بودند. به همین دلیل اعضای رادیکال طبقه کارگر انگلیس با پوشیدن کت های متقال، وفاداری خود به طبقه اجتماعی‌شان را نشان می دادند. این رویه بیشتر در دوران چارتیست (Chartist) رواج داشت. به گونه ای که از دیدگاه پل پیکرینگ (Paul Pickering) مورخ، پوشیدن متقال «نشانه ای دال بر طبقه اجتماعی فرد، بدون بر زبان آوردن حتی یک کلمه» بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *