صفحه اصلی اخــبار و مـطالب روز مهارت های مورد نیاز برای تبدیل شدن به یک طراح مد عالی
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹

مهارت های مورد نیاز برای تبدیل شدن به یک طراح مد عالی

Skills Needed to Become a Great Fashion Designer

مهارت های مورد نیاز برای تبدیل شدن به یک طراح مد عالی - مد, فشن, طراحی مد, طراحی لباس, صنعت مد

شرط می بندم که شما در مورد روش های تبدیل شدن به یک طراح مد عالی دچار شک و تردید هستید. چون معمولا اولین سئوالی که در این زمینه از من پرسیده می شود، این است که چگونه می توانم در مورد این روش ها مطمئن شوم؟ این سئوال به اندازه ای از من پرسیده است که من تصمیم گرفته ام تا مبانی آنچه که برای تبدیل شدن به یک طراح مد عالی به آن نیاز دارید را در این مطلب گردآوری کنم. مطالبی که من در این مقاله بیان میکنم، شاید همان چیزی باشد که شما در موردش فکر کرده اید.

مهارت های مورد نیاز برای تبدیل شدن به یک طراح مد عالی - مد, فشن, طراحی مد, طراحی لباس, صنعت مد

شما به منظور تبدیل شدن به یک طراح مد عالی به چه چیزی نیاز ندارید؟

بیشتر مردم فکر می کنند که یک طراح مد عالی به مهارت خوب در زمینه طراحی و خیاطی نیاز دارد (در حالیکه این تصور درست نیست). در واقع طراحی و خیاطی برای موفق شدن در این زمینه کاملا ضروری نیستند، بنابراین در حقیقت این دو ویژگی در لیست من وجود ندارد که امروز بخواهم آن را با شما در میان بگذارم. اما در مورد این دو ویژگی به صورت مختصر صحبت خواهم کرد، چون فکر می کنم داشتن مهارت عالی طراحی و خیاطی تصور بسیار نادرستی است.
اکنون من در سن ۲۴ سالگی به یک طراح اصلی تبدیل شده ام. من کار طراحی را برای شرکت های بسیاری انجام داده ام و به مرور زمان خودم را به معاونت بخش طراحی و بازارپردازی (VP of Design and Merchandising) رسانده ام، ولی چندان مهارت های خودم را در زمینه خیاطی و طراحی ارتقاء نداده ام. بله من می تونم چیزی را به گونه ای رسم کنم تا کسی متوجه منظور من بشه. نیازی نیست تا شما در زمینه طراحی، انجام طرح های بسیار عالی هنری و توضیح انواع طرح ها به مهارت عالی برسید. اما شما برای اینکه قادر باشید تا ایده هایتان را بر روی کاغذ رسم کنید و آنها برای شخص دیگری توضیح دهید (زیرا احتمال دارد تا شخص دیگری بخواهد طرح شما را بدوزد و یا آن را برای شما تولید کند) به مهارت و توانایی خوبی نیاز دارید. شما قصد نخواهید داشت تا خودتان طرح را به مرحله پیاده سازی در آورید، شما از طرح تان استفاده می کنید تا پیام تان را به دیگران منتقل نمایید.
شما همیشه به استفاده از طرح ها نیازی ندارید. می توانید پوشاک را خریداری کنید و از نمونه های آنها استفاده نمایید. شما می توانید از اتمام و به عمل آوری درزها و چیزهای مختلفی مثل آن عکس بگیرید تا بتوانید ایده های خودتان را برای شخص دیگری توضیح دهید. این روند برای خیاطی نیز مشابه است. من هیچگاه خودم را به عنوان یک خیاط یا دوزنده عالی و ماهر در نظر نگرفته ام. بله من میتونم در صورت نیاز و اجبار یک جفت شلوار یا پیراهن را بدوزم. اما شما حقیقتا به عنوان یک طراح مد در پایان روز قصد ندارید تا فقط نقش یک خیاط را داشته باشید. در حقیقت شما نباید فردی باشید که به مقوله خیاطی بپردازد، زیرا باید این کار را به شخص دیگری محول کنید تا بتوانید به چیزهایی که نیاز دارید تا بر روی آنها متمرکز شوید، تمرکز کنید. بر روی خلاقیت، بر روی طراحی و انواع چیزها تمرکز نمایید.
به عنوان مثال، من وقتی به عنوان طراح فعالیت می کردم، فقط به درک چگونگی ساخت پوشاک نیاز داشتم و لازم نبود تا شیوه ساخت آن را خودم بلد باشم. اگر من از پارچه حریر نوعی روپوش فاخر و ارزشمند درست می کردم، قطعا می دانستم که به درز فرانسوی نیاز دارم، زیرا تنها درز فرانسوی باعث تولید لباس گران قیمت می شود. انجام دادن این کار کمی سخت است و غالبا این نوع درز برای لباس های نفیس به کار برده می شود. بنابراین تنها کاری که من مجبورم انجام دهم این است که به دوزنده بگویم تا درزهای فرانسوی را بر روی جانب، در گوشه عقبی، بر روی شانه ها و یا هر جایی که به درز فرانسوی نیاز است، اعمال کند، سپس او باید این درزها را به هم بدوزد و لباس را خیاطی کند. اگر من مجبور شوم تا درز فرانسوی را بدوزم، ظاهر آن بسیار بد خواهد شد. دوخت من علاوه بر اینکه زیبا نخواهد شد، احتمالا موج دار هم به نظر خواهد رسید. اما من می دانم که درز فرانسوی چیست و چگونه ساخته می شود. من می دانم که مقدار درز مجازی که شما معمولا برای یک درز معمولی به آن نیاز دارید، توسط درز فرانسوی دو برابر می شود، بنابراین سازنده الگو در هنگام ساخت الگویش برای این نیاز باید ابتدا الگوهایش را بر روی کاغذ ایجاد نماید. اگر من الگوی کاغذی سازنده الگو را نگاه کنم و متوجه شوم که درز مجاز تعیین شده بسیار کوچک است، به او خواهم گفت که “من از شما درز فرانسوی را خواسته ام و نیاز دارم تا اندازه درز را کمی بزرگتر ایجاد نمایید”. بنابراین موارد خاصی مثل این موضوع به این صورت حل و فصل خواهد شد. شما به درک اساسی و پایه ای نحوه دوخت و طراحی نیاز دارید، اما نیاز نخواهید داشت تا در زمینه طراحی و خیاطی دارای مهارت عالی باشید.

۱- برای تبدیل شدن به یک طراح مد عالی، خلاقیت را در نظر بگیرید:

اولین چیزی که باید برای تبدیل شدن به یک طراح مد عالی در نظر داشته باشید، خلاقیت است. اما خلاقیت چه مفهوم و معنایی دارد؟ به نظر من خلاقیت به معنی توانایی گرفتن چیزی از نداشته هاست که باید آن را به چیزی دیگری تبدیل کرد. این کار، نوعی از هنر محسوب می شود. بیایید یک صدف دریایی را در نظر بگیریم که شما آن را در ساحل مشاهده می کنید و می توانید از آن برای ساخت قاب عکس نیز استفاده نمایید. بنابراین شما از چیزی که وجود ندارد، وسیله ای را درست کرده اید یا از چیزی که در اصل برای هدف مشخصی به کار می رفت، استفاده کرده اید و آن را به چیز دیگری تبدیل نموده اید. به این کار خلاقیت گفته می شود. به عنوان یک طراح مد، شما اشیاء را به عنوان یک حالت دوبعدی، یعنی یک طرح یا الگوی کاغذی در نظر می گیرید و آن را به چیزی که سه بعد دارد، تبدیل می نمایید.
وقتی به عنوان طراح مد به پارچه ها نگاه می کنید، باید قادر باشید تا در مغز و ذهنتان بفهمید که این لباس به عنوان یک پوشاک چگونه به نظر می رسد. این پارچه چگونه به عمل آوری می شود؟ اگر این پارچه واقعا سفت است، چه نوع پوشاکی را می خواهید ایجاد کنید تا بهترین ظاهر را با آن نوع پارچه داشته باشد؟ در نظر گرفتن این موضوعات در هنگام کار، شما را به یک طراح مد عالی تبدیل خواهد کرد. بنابراین اولین مهارت، خلاق بودن است.

۲- از چشم تان برای درک چگونگی ساخت بهتر محصول استفاده کنید:

شما برای دیدن اشیاء و درک چگونگی ساخت بهتر محصولات به یک جفت چشم نیاز دارید. وقتی من جوان تر بودم (حدود ۱۶، ۱۷ یا ۱۸ ساله)، از خرید کردن نفرت داشتم. صادقانه بگویم که هنوز هم از خرید کردن نفرت دارم. دلیل نفرت من به این موضوع بر می گردد که هر زمان به فروشگاهی وارد می شدم و چیزی را مشاهده می کردم، با خودم می گفتم “وای این واقعا عالی است، ولی ای کاش آستینش کمی بلندتر بود یا یقه آن بیشتر کوتاه می شد. ای کاش این لباس بیشتر باز بود یا این قسمت را به جای اینکه در این مکان قرار دهند، باید در جای دیگری می دوختند یا میگفتم که دکمه ها خیلی کوچک هستند”. من هر لباسی را نگاه می کردم، حتما یک اشکال در اون می دیدم و این موضوع بسیار ناامید کننده بود. در اون لحظات فهمیدم که من باید یک طراح مد شوم، چون وقتی به لباسی نگاه می کردم، چگونگی بهتر شدن و نحوه درست کردن آن را می توانستم تشخیص دهم.
اکنون وقتی بعضی از مردم به فروشگاه می روند و پوشاکی مثل تی شرت یا پیراهن را نگاه می کنند، به صورت خودکار در ذهنشان تصور می کنند که این لباس با چه لباس دیگری ست می شود و شاید با خود بگویند “اوه این پیراهن با دامنی که دارم، بسیار زیبا خواهد شد یا شاید با دامن راه راه دارای شکل قشنگ تری باشد که باید حتما این نوع دامن را تهیه کنم یا آن کفش هایی که در خانه دارم، ظاهر بسیار خوبی با این پیراهن پیدا می کند. این نوع مسائل بیشتر به ذهنیت سبک مورد نظر شما مربوط می شود. وقتی شما چیزی که در آنجا وجود دارد را در نظر می گیرد و سبک مورد نظر خودتان را با آن ایجاد می نمایید، فقط آنها را روی هم قرار می دهید. شما در واقع چیز جدیدی را خلق نکرده اید یا چیزی را تغییر نداده اید. شما به صورت عینی دو لباس را در نظر گرفته اید و با خود گفته اید “بله این و این لباس با هم ظاهر خوبی دارند، پس آنها را با هم استفاده می کنم”. این کار چیزی فراتر از سبک و استایل است. بسیاری از مردم با تفاوت بین مدیست و طراح، و همه انواع مختلف شغل های موجود مد، گیچ می شوند. بسیار عالی است که شما یک مدیست باشید، اما این موضوع را درک کنید که اگر شما در زمینه مد دارای تخصص خوبی باشید، به این معنی نیست که همیشه در حرفه طراحی، خوب عمل خواهید کرد. معمولا این دو مقوله با هم ارتباطی ندارند و همپوشانی بسیار زیادی بین آنها وجود ندارد.
من با مدیست های زیادی سر و کار داشته ام که خواسته اند خط تولید لباس مستقل خودشان را راه اندازی کنند، اما با مشکل مواجه شده اند، چون آنها بینش دیدن چیزی را از نداشته ها ندارند. آنها نمی توانند به پارچه نگاه کنند و شکل و شمایل آن را در قالب مثلا یک دامن پیش خود مجسم نمایند. وقتی آنها به پوشاک نهایی نگاه می کنند، می توانند بگویند “اوه این دامن با بالا رفتن این قسمت، بهتر خواهد شد یا این لباس با این نوع کفش ها، ظاهر بهتری خواهد داشت:. نحوه عملکرد ذهن این افراد به این صورت است. اگر عملکرد ذهن و مغز شما به این صورت است، ممکن است شما به عنوان یک مدیست بهتر بتوانید فعالیت داشته باشید. دانستن این موضوع به شما کمک می کند تا در مسیر اشتباه قدم بر ندارید.

۳- برای تناسب پوشاک بر روی بدن، از چشمانتان کمک بگیرید:

سومین مهارت برای تبدیل شدن به یک طراح مد عالی، داشتن یک جفت چشم برای بررسی تناسب لباس است. نحوه متناسب شدن لباس بر روی بدن، همیشه برای همه افراد (زنان، مردان و بچه ها) یک چالش بوده است. برای هر کسی کار طراحی لباس را انجام می دهید، بایستی از چشمانتان برای متناسب شدن لباس بر روی بدن او کمک بگیرید. اگر لباس حتی یک چهارم اینچ بزرگتر بود، باید قادر به مشاهده آن باشید. من هر روز تعداد زیادی لباس را پرو می کردم و با نگاه کردن به ظاهر لباس قادر بودم تا “بگویم این بند یک چهارم اینچ نسبت به بند این سمت کوچکتر است”. داشتن این مهارت واقعا مهم است و شما را به یک طراح مد عالی تبدیل خواهد کرد.
من در زندگی بسیار خوش شانس بودم، چون توانستم نزد پدرم به یادگیری حرفه نجاری و مصنوعات چوبی بپردازم و از سنین کودکی در مورد نحوه اندازه گیری، اضافه کردن اندازه ها و مرتب کردن چیزها از او بیاموزم. او به من آموخت که چگونه از متعادل و همراستا شدن چیزها مطمئن شوم. این یادگیری برای من واقعا مفید بود و من از آموزه های این روش برای انجام وظایف حرفه طراحی استفاده کردم. ما در جمع خانواده خودمان همیشه می گوییم که “دو بار اندازه گیری کنید و یک بار فقط برش بزنید”؛ من این گفته را در حرفه طراحی مد نیز به کار برده ام. وقتی شما پارچه را برش می زنید، دیگر نمی توانید با آن کاری انجام دهید، بنابراین بهتر است فرآیند اندازه گیری را دو بار تکرار کنید و فقط یک بار پارچه را برش دهید. در این صورت مطمئن خواهید شد که هیچ بخشی از پارچه خود را خراب نمی کنید و دقیقا چیزی که نیاز دارید تا برش بخورد را برش خواهید زد.

۴- طراحان عالی مد در زمینه رنگ و سبک، استعداد دارند:

اگر شما می خواهید تا یک طراحی عالی باشید، باید استعداد خاصی در زمینه رنگ و سبک داشته باشید. من به این دلیل به استعداد اشاره می کنم، چون باور دارم که حقیقتا یادگیری این دو چیز (رنگ و سبک) بسیار سخت است. من فکر میکنم که بعضی از خصوصیات ذاتا با شما متولد می شود و در درون شما قرار می گیرد. خداوند باید شما را به گونه ای خلق کرده باشد که این خصوصیات، مثل استعداد، رنگ و سبک در درون شما قرار داشته باشد. برای یک طراح بسیار مهم است که اینگونه ویژگی ها را داشته باشد. اکنون من با تعداد زیادی از طراحان مختلف کار می کنم که آنها را در همه زمان ها راهنمایی می نمایم. صادقانه بگویم که وقتی چیزهایی که آنها طراحی می کنند را نگاه می کنم، سبک خاصی را نمی بینم و رنگی که آنها را به خوبی کنار هم قرار دهد، در آثار آنها وجود ندارد. شما باید با چشم خود این نکات را تشخیص دهید. شما باید قادر باشید تا بگویید که “این رنگ، بیش از حد قرمز یا بیش از حد آبی است یا رنگ زرد آن باید ۱۰% کاهش پیدا کند”.
حتی اگر شما در صنعت مد، شغلی به عنوان سرپرست طراحی دارید، باید در همه زمان ها به انجام آزمون غوطه وری پارچه برای تولیدات اقدام کنید و باید نظرات خودتان را در مورد آنها بیان نمایید. شما نمی توانید فقط بگویید که “من این رنگ قرمز را دوست ندارم”. شما باید نظرات خود را دقیقا یادداشت نمایید تا آنها بتوانند به صورت دقیق محصول را اصلاح و درست کنند. بنابراین نظرات شما ممکن است ۱۰% رنگ زرد را به محصول اضافه کند، ۳۰% رنگ آبی آن را کاهش دهد و یا شاید ۱۰% آن را تیره تر نماید. اظهار نظر در مورد این مسائل به یک جفت چشم نیاز دارد. شما باید چشمی داشته باشید تا درک کند که چگونه رنگ نیاز دارد تا فقط کمی اصلاح شود تا به رنگی که شما به دنبال آن هستید، تبدیل گردد، در این صورت می توانید رنگ ها را به هر چیزی که طراحی می کنید، منطبق نمایید. شما نیاز دارید تا متوجه شوید که چرا بعضی از رنگ های خاص در کنار هم شکل خوبی می گیرند؟ چرا نارنجی و آبی در کنار هم خوب به نظر می رسند؟ چرا رنگ ها در این لباسی که من پوشیده ام، خوب و زیبا شده اند؟ برای همه این سئوالات، جواب و دلایلی وجود دارد. داشتن فهم در مورد رنگ و سبک بسیار مهم است. با گذشت زمان در این زمینه می توانید بهتر شوید، اما من باز هم تکرار می کنم که این مسئله چیزی نیست که شما بتوانید آن را بیاموزید و این نوعی خصوصیات ذاتی است که با شما متولد می شود.

۵- باید استقامت و عزم راسخ داشته باشید:

داشتن استقامت و عزم راسخ یکی از مهم ترین موارد تبدیل شدن به یک طراح عالی محسوب می شود، چون کار کردن در این صنعت به زمان فعالیت و تلاش بسیار زیادی نیازمند است (فرقی ندارد که برای چه شرکتی کار کنید یا حتی برای خودتان مشغول فعالیت باشید). من روزانه ۱۶ ساعت و ۶ روز در هفته کار می کنم. هیچگاه از تلاش دست بر نمیدارم. شما در حقیقت باید ساعت های طولانی مشغول کار باشید، بنابراین از هم اکنون به این وضعیت عادت کنید. به دلیل اینکه برای این شغل باید استقامت و عزم زیادی را در نظر بگیرید، بهتر است از الان به وضعیت کار کردن زیاد خودتان را عادت دهید. اتفاقاتی در این مسیر به وجود خواهد آمد که شاید بسیار ناامید کننده به نظر برسند. شاید کارخانه ای که شما با آن کار می کنید، قصد نداشته باشید تا محصول مورد نظر شما را تولید کند یا شاید پارچه مورد نظرتان در دسترس نباشد و یا وسایل در موعد مقرر ارسال نشده باشد. هر مسئله ای در این شغل ممکن است به وجود بیاید، بنابراین داشتن استقامت و عزم راسخ برای ادامه این مسیر از اهمیت زیادی برخوردار است.

۶- باید مهارت های حل کردن مسائل را داشته باشید (در مورد ایده های جدید فکر کنید): 

ششمین مهارت، حل مسئله است. مردم همیشه این سئوال را از من می پرسیدند که شغل من به عنوان سرپرست طراحی چیست؟ من همیشه در جواب می گفتم که “من یک آتش نشانم، چون همه کاری که من در طول روز باید انجام دهم، خاموش کردن آتش است”. منظور من از این حرف این است که در تمام طول روز، مشغول حل مشکلات هستم. به معنای واقعی کلمه، شغل من حل کردن مشکلات و مسائل است. من به اطراف سرک می کشم و مطمئن می شوم که همه چیز براساس برنامه و طبق روشی که نیاز است تا اتفاق بیفتد، پیش می رود. بنابراین وقتی پارچه ای در زمان مقرر تولید نمی شود یا ما نمی توانیم پارچه ای که نیاز داریم را به دست آوریم یا اگر مسئله دیگری روی دهد، ما به حل سریع و به موقع آن مشکل نیاز داریم. حل به موقع اینگونه مشکلات بسیار مهم است. بنابراین خودتان را به این واقعیت عادت دهید که شما باید در هر زمانی قابلیت حل مشکلات را داشته باشید. در حل کردن مسائل توانا باشید، به ایده های جدید فکر کنید و خلاقانه تصمیم بگیرید.
من برای شما دوستان، داستانی را در این زمینه تعریف می کنم. من زمانی می خواستم نوعی از پارچه توری که کارخانه برای ما ساخته بود را حاشیه دوزی نمایم. من می خواستم آن را به رنگ سرخ درست کنم و کارخانه به من گفته بود که سه هفته برای این کار وقت دارم. ما خریداری داشتیم که همیشه درخواست رنگ سرخ از ما می کرد و من می دانستم که قبل از اینکه این خریدار به کارخانه بیاید، باید درست کردن این لباس را سر موقع به پایان رسانده باشم. من سه هفته نمی تونستم منتظر بمونم، بنابراین مجبور بودم کار دیگری انجام دهم. هیچ فروشنده پارچه ای در ایالات متحده، چیزی که من به دنبالش بودم را نداشت. قبلا همه آنها را بررسی کرده بودم. من با بیش از ۲۰ فروشنده پارچه تماس گرفتم و به حاشیه همه پارچه های آنها نگاه کردم. هیچ کدام از پارچه ها، حاشیه دوزی به رنگ سرخ نداشت. من در نهایت تصمیم گرفتم که چهار یارد از حاشیه سفید رنگ را به خانه ببرم و آن را در سینک آشپزخانه ام در آخر هفته رنگ کنم. به این ترتیب من توانستم این کار را انجام دهم. پارچه در روز دوشنبه خشک شد و ما توانستیم لباس را برش دهیم و آن را در زمان مقرر، یعنی قبل از ورود خریدار بدوزیم.
من با تعریف کردن این مطلب، نمی خواستم توانایی های خودم رو به رخ کسی بکشم، فقط این داستان نمونه ای بود که چگونه به ایده های جدید فکر کنید. هیچکس به من نگفت که “چرا پارچه را با خودت به خانه نمی بری و آن را آنجا رنگ نمی کنی:. این مسئله ای بود که خودم به آن رسیدم و به آن فکر کردم. من دانستم که خریدار به دیدن این پارچه نیاز دارد و اطلاع داشتم که قبل از آمدن او باید کار درست کردن لباس تمام شده باشد. این تنها گزینه ای بود که می توانستم به آن فکر نمایم، بنابراین پارچه را به خانه بردم و دقیق ترین رنگی که می خواستم را ایجاد کردم. من برای رنگ کردن پارچه از کیسه چای استفاده کردم و به مدت چند ساعت آن را در سینک آشپزخانه رها نمودم. پارچه را بعد از چند ساعت خشک کردم و آن را برای دوشنبه صبح آماده نمودم. این دقیقا همان چیزی است که شما باید خارج از چارچوب به آن فکر نمایید. شما باید فکر کنید که چگونه من می توانم همان چیز یا چیزی مشابه آنچه را که من تلاش کرده ام تا در در روشی متفاوت یا جدید درست کنم به سرانجام برسانم. این مسئله همان چیزی است که شما را به یک طراح مد عالی تبدیل خواهد کرد.

مهارت های مورد نیاز برای تبدیل شدن به یک طراح مد عالی - مد, فشن, طراحی مد, طراحی لباس, صنعت مد

۷- توانایی متمرکز شدن بر روی یک ایده یا مفهوم را داشته باشید:

مهارت شماره هفت، توانایی تمرکز بر روی یک ایده یا مفهوم است. ایده ها را به راحتی می توان پیدا کرد. بیشتر افراد اخلاق، ایده های زیادی دارند. آنها شاید هزاران ایده داشته باشند. اما مسئله این است که نمی توانند هیچگاه بر روی یک ایده خاص متمرکز شوند و آن را به سرانجام برسانند. بنابراین لطفا هر کاری را شروع می کنید، مطمئن شوید که ایده را انتخاب نموده اید و همه مسیر را از طریق آن دنبال می کنید. طراحان و کارفرمایان زیادی به من مراجعه کرده اند و به من گفته اند که ایده های متنوعی دارند. من به آنها گفته ام، یکی از ایده ها را انتخاب کنید و با آن پیش بروید. وقتی زمان دیگری با آنها ملاقات نموده ام، آنها پنج ایده جدید دوباره مطرح کرده اند، در حالیکه هنوز ایده قبلی خود را به پایان نرسانده اند (آنها به من گفته بودند که در اولین مرحله شروع به تکمیل این ایده می کنند). بنابراین لطفا مطمئن شوید که یک ایده را انتخاب می کنید و تا زمان کامل شدن از آن تحت هر شرایطی مراقبت می نمایید. در غیر این صورت شما همواره یک خروار ایده خواهید داشت که هیچگاه آنها را کامل نخواهید کرد.

۸- برای تبدیل شدن به یک طراح مد عالی، باید توانایی انجام چند کار را به صورت همزمان داشته باشید:

این مهارت بسیار گسترده است. من به عنوان یک زن می دانم که بیشتر زنان در انجام همزمان چند کار، قابلیت خوبی دارند. اما شما به منظور تبدیل شدن به یک طراح مد عالی، نیاز دارید تا در این مهارت بسیار عالی عمل کنید. شما به عنوان یک طراح مد برای انجام همزمان چند کار باید یک زن فوق العاده و منحصر به فرد باشید، زیرا یک میلیون اتفاق شاید در یک زمان خاص در حال اتفاق افتادن باشد. بیشتر طراحان مد به طور همزمان بر روی دو یا پنج مجموعه تولید لباس فصلی مشغول کار هستند. شما ممکن است همزمان در حال کار بر روی خط تولید لباس های فصل بهار باشید، حذفیات محصولات فصل پاییز را تایید کنید، پارچه ها را برای دومین خط تولید لباس های بهار و بهار- تابستان انتخاب نمایید یا گرایش مد را برای خط تولید گرایشی که ایجاد خواهد شد پیش بینی کنید. مسائل بسیار زیادی در یک زمان خاص اتفاق می افتند که شما باید قادر باشید تا هر چیزی را با هم بتوانید مدیریت کنید و انجام دهید. به موقع انجام دادن وظایف و متعهد بودن به تقویم کاری بسیار مهم است. اگر به صورت سازمان دهی شده عمل کنید، قادر خواهید بود تا مسائل را در یک زمان خاص به طور همزمان انجام دهید که این مسئله برای تبدیل شدن به یک طراح مد عالی از اهمیت زیادی برخوردار است.

۹- باید قادر باشید تا به خوبی با دیگران همکاری نمایید:

مهارت نهم به توانایی همکاری خوب با دیگران مربوط می شود، چون واضح است که وقتی شما در حال انجام این همه کار هستید، قصد دارید تا با افراد بسیار زیادی همکاری داشته باشید. شما با فروشندگان پارچه، کارخانه محل کارتان، سازندگان الگو، سازندگان نمونه، برش دهنده ها، هماهنگ کننده تولید، فروشندگان، همکاران تولید، طراحان فناوری و موارد دیگر سر و کار دارید. شغل ها و عملکردهای متفاوت زیادی وجود دارند که افراد از طریق آنها قصد دارند تا روزانه با شما تعامل داشته باشند. اگر شما فرد درونگرایی هستید، طراحی مد شاید برای شما شغل مناسبی نباشد. شما مجبورید تا با افراد زیادی در روزهای غیرمشخص صحبت کنید. این موضوع نشان می دهد که همکاری خوب با دیگران چقدر در این شغل از اهمیت برخوردار است.
همکاری خوب تنها کلید موفقیت در این مهارت نیست، بلکه شما باید با دیگران نیز به خوبی رفتار کنید. من این مسئله را همیشه ملکه ذهنم کرده ام که باید با هر کسی با احترام رفتار کنم، چون فکر میکنم که این موضوع بسیار مهم است. طرز رفتار من با خانم نظافتی همانند مدیر عامل کارخانه است و این نوع طرز برخورد ریشه در ذهنیت من دارد. در هنگام کار کردن، شیوه و طرز فعالیت من به این صورت است: هر روز با قدم زدن به سرکار می رویم. به همه سلام می کنم. به هر کسیکه می شناسم، صبح بخیر می گویم. همیشه لبخندی بر صورتم دارم. وقتی افراد، لبخندی بر صورت ندارند و به هم سلام نمی کنند، باعث می شوند که در صنعت مد بسیار از هم دور شوند. بنابراین با مردم مهربان باشید، با احترام با آنها رفتار کنید و در هنگام کار با دیگران تعامل خوبی داشته باشید، چون رعایت کردن این موارد قطعا برای شما به عنوان یک طراح، مزیت به بار خواهد آورد.

۱۰- یک طراح خوب می تواند سبک شخصی خودش را از سبکی که طراحی می کند، جدا نماید:

توانایی شما در تمایز قائل شدن بین سبک شخصی خودتان و سبکی که طراحی می کنید، دهمین مهارت برای تبدیل شدن به طراح مد عالی است. اکنون من می دانم که شما احتمالا می گویید، “خوب من برای خودم یک خط تولیدی طراحی می کنم، چون من مشتری هدف خوبی برای خودم هستم. من خط تولیدی خودم را طراحی می نمایم و خودم مشتری آن می شویم”. این موضوع ممکن است درست باشد و شاید به این صورت پیش برود که شما خط تولیدی مد خود را راه اندازی کنید، اگر به خصوص با شخص دیگری همکاری نداشته باشید، این خط تولیدی مستقل و شخصی خودتان خواهد بود. اما احتمالا موفق نخواهید شد تا خط تولیدی خودتان را تکامل دهید. مشتریان تان با گذشت زمان تصمیم می گیرند تا خواسته های خود را به شما دیکته کنند. شما ممکن است متوجه چیز بسیار زشتی در هنگام طراحی شوید، اما شاید مشتری شما آن را دوست داشته باشد. این تجارت است و چون کار شما تجارت کردن است، بهتر است آن چیز زشتی که شما نمی توانید تحملش کنید را بفروشید، چون مشتری شما آن را می خواهد و مایل است تا بابتش هزینه کند. این مسئله بسیار مهم است. شما بین سبک شخصی خودتان (یعنی آن چیزیکه از نظر شخصی برای خودتان دوست دارید) و آنچه را که برای دیگران یا خط تولیدی طراحی می کنید، باید تفاوت قائل شوید. بیشتر مردم دوست دارند چیزی برایشان طراحی شود که خود طراح از آن متنفر است، پس در این خصوص باید حواستان جمع باشد.
به یاد دارم که مجبور بودم تا لباس مادر تازه عروس را طراحی کنم. من در مورد شما دوستان ذهنیتی ندارم، اما هنوز هم فکر می کنم که طراحی کردن لباس مادر تازه عروس، کار بسیار کسل کننده ای است. این کار نفرت انگیز و خسته کننده است و همه مجبورند تا لباس های آستین دار داشته باشند، چون این پیرزن ها نمی خواهند تا بازوهایشان نشان داده شود و این کار اصلا جالب و خوشایند نیست. آنها حتی نمی خواهند تا لباس هایی به رنگ روشن نیز بپوشند. طراحی لباس برای اینگونه مشتریان واقعا سخت است. گزینه های زیادی برای لباس مادر تازه عروس وجود ندارد و کار طراحی حقیقتا در این زمینه بسیار مشکل است، اما من توانستم تا به خوبی این مسئله را مدیریت نمایم. اگر شما قادر باشید تا بین چیزی که دوست دارید و چیزی که مشتری تان می پسندد، تمایز قائل شوید، می توانید به خودتان به عنوان یک طراح خوب کمک کنید.

۱۱- باید قادر باشید تا احساسات تان را حذف کنید:

مورد شماره یازده مشابه دهمین مهارت است. شما در این مورد باید بتوانید تا احساسات تان را حذف کنید. دوباره ممکن است شما چیزی را دوست داشته باشید که شخص دیگری از آن متنفر است. شما نمی توانید در این زمینه به صورت شخصی و سلیقه ای عمل کنید. شما باید مهارت حذف کردن احساسات تان را به دست آورید. من همیشه با کارفرمایانم صحبت می کنم و به آنها روش هایی را یاد می دهم تا احساسات شان را نادیده بگیرند و اجازه ندهند تا احساسات شان آنها را منصرف کند. اگر اجازه دهید که احساسات تان مانع شما شوند، هرگز به اهداف و رویاهایتان نخواهید رسید. بنابراین حذف و نادیده گرفتن احساسات تان از اهمیت زیادی برخوردار است، به خصوص اگر در حال کار با خانم هایی مثل شخصیت های رمان شیطان پرادا می پوشد (Devil Wears Prada)، باشید.
همه رئیس هایی که من تا الان داشته ام، نمونه ای از شخصیت زن دیوانه این رمان بودند. آنها داد می زدند و مرتبا جیغ می کشیدند، به گونه ای که باعث می شدند تا همیشه دستیاران من گریه کنند. یکی از این رؤسای من به دستیارم میگفت، دختر چاق و باعث می شد تا او سر من جیغ بکشد. این مسئله سبب شده بود تا همه به صورت ناخودآگاه سر هم فریاد بزنیم و در واقع این رفتار وحشتناک را با هم داشته باشیم. این یک مسئله شخصی نیست و در واقع روشی است که در این صنعت متداول است. ناراحت کننده است، اما عین واقعیت است.
این در واقع همان موضوعی بود که باعث شد تا من از صنعت مد خارج شوم. من می خواستم در جنبه های دیگر این صنعت، مثل مشاوره و آموزش و همچنین کمک به دیگران فعال باشم، چون دوست دارم تا موفقیت دیگران را ببینم. بخشی از به دست آوردن این موفقیت به این موضوع بر می گردد که شما قادر باشید تا احساسات تان را نادیده بگیرید، احساساتی نشوید، مسائل را شخصی نکنید و قادر باشید تا علاوه بر احترام به خود، آستانه تحمل خودتان را نیز بالا ببرید، اما در عین حال اجازه ندهید تا مردم از شما سوء استفاده کنند. این موضوع برای تبدیل شما به یک طراح مد عالی بسیار مهم است.

۱۲- باید قادر باشید تا طراحی را در چارچوب نقطه قیمت انجام دهید:

آخرین مهارت، توانایی شما برای انجام طراحی در چارچوب نقطه قیمت (price point) است. این مورد جزء یکی از مهم ترین مهارت ها به شمار می آید. من فکر می کنم دلیل اصلی که باعث شد تا من از شغل طراحی دور شوم و در سن های ۲۴ و ۳۰ سالگی به ترتیب به کار سرپرست طراحی و معاونت بخش طراحی و بازارپردازی روی بیاوریم، این بود که من اصل انجام طراحی در چارچوب نقطه قیمت را درک می کردم. اکنون اگر شما خط تولیدی محصولات نفیس را طراحی می کنید، محدودیتی برایتان وجود ندارد. شما می توانید هر پارچه ای را انتخاب نمایید، از هرگونه ترمیم کننده ای بهره بگیرید، از وسایل زینتی و تزئینی استفاده کنید و هر نوع کوکی را که می خواهید، انتخاب نمایید. همانطور که مشاهده می کنید، گزینه ها و انتخاب های شما بسیار زیاد است و محدودیتی برای شما وجود ندارد، چون شما احتمالا برای طراحی کردن این پوشاک، هزاران دلار را تعیین کرده اید.
اما اگر شما خط تولیدی لباس های ارزان قیمت را طراحی می کنید، به خصوص اگر تلاش دارید تا با طراحان لباس های گران قیمت رقابت کنید و سعی دارید تا چیزی که طراحی می کنید، ارزان قیمت باشد، اما در عین حال ظاهرش به لباس های نفیس بخورد، باید در این کار ممارست زیادی به خرج دهید. انجام این کار، قطعا برای شما چالش برانگیز است. شما هزینه پارچه، هزینه مواد ترمیم کننده، هزینه کارگر برای کارهای خاص و هزینه کوک نهایی (که قطعا نسبت به بقیه موارد بیشتر است) و موارد دیگر را باید در طول این فرآیند درک نمایید.
به عنوان مثال، کوک عرضی یا قفلی بر روی شلوارهای کشی در یک لباس غیر رسمی نسبت به کوک اورکلاک پنج نخی معمولی، ۱۰ برابر هزینه بیشتری دارد. شما باید از اینگونه مسائل آگاه باشید. اگر به عنوان یک طراح، لباس غیر رسمی را طراحی می کنید، به دانستن این مسائل نیاز خواهید داشت. شما نمی توانید در هر جایی که می خواهید از کوک عرضی استفاده کنید، چون بعدا هزینه نهایی پوشاک شما بسیار گران تمام می شود و کسی نمی تواند آن را خریداری کند. درک هزینه یابی و فهمیدن ساختار هزینه کردن اجزائی که با هم کار می کنند، از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین وقتی شما طراحی می کنید، باید حتما در چارچوب نقطه قیمت به انجام این کار بپردازید. اگر شما این کار را به درستی انجام دهید، هیچگاه لباسی طراحی نمی کنید که کسی قادر نباشد تا آن را خریداری نماید. شما پول و وقت خود را صرف طراحی کردن یک لباس می کنید، پس باید حتما آن را به فروش برسانید. بنابراین من همیشه چیزهایی که در ذهنم دارم را حتی قبل از ساخت نمونه اولیه، برآورد قیمت می کنم. این مسئله بسیار حائز اهمیت است. طراحی کردن لباسی که به صورت مناسب به فروش نمی رود، احساس ناخوشایندی به طراح می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

آموزش بستن کراوات و نحوه گره زدن کراوات

تاریخچه بستن ک…